گوش بی گوشواره

 

                     

                       ( گوش بی گوشواره )

 

بازهم محرم ...

بازهم کربلا...

بازهم سرهای بریده بر نیزه ...

باز قصه خون...

باز غرق خون، طفل شیرخواره ...

باز آواره صحرا، پابرهنه، سربرهنه، کودکان بی پناه ...

باز هلهله، شادی، بر تن های بی سر...

معجرها، آغشته به خاک و خون...

مادران، داغ دار...

 طفلان یتیم، ...

خواهران، مویه کنان، پریشان، نالان ...

بی پناه،  بیوه زنان،...

باز دلهره، آتش، خون، حنجر، خنجر، گوش بی گوشواره...

باز تکرار تاریخ، باز شیعه مظلوم، باز داغ تازه ...

حسین جان! می بینی می شنوی؟ این بار به جرم دوستی ات چگونه سفاکی می کنند؟ آسمان سیه پوش توست و داغ دار یاران دیرین و امروزت .

امروز هستیم، ما چون کوفیان ننگ خیانت و سکوت را بر جبین تاریخ نمی نهیم، شیر بچگان بیدارند، چون کوه استوارند، چون دریا خروشانند.

ما داغ حیدر در سینه داریم، غم یاس کبود، جگر پاره، گلوی بریده،  حنجر خونین، معجر خاکی، طفل غرق خون، گوش بی گوشوار، دست بی علم، علم بی علمدار،ما داغ زینب حزین در جگر داریم.

ما هستیم، ما کوفی نبوده و نیستیم، ما سلمان ها ،  اباذر ها ،  عمار ها و یاسرها داریم ، ما شمر ها و یزیدیان را رسوای عالم می کنیم .

به حول و قوه الهی 

                            

    


 

/ 0 نظر / 18 بازدید